سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
664
تاريخ ايران ( فارسى )
با خطر از پا افتادن و خراب شدن بوده است . از بندرعباس دو جادهء اصلى به طرف داخله وجود دارد كه از آن دو يكى راه تنگ زندان است كه ما از همان راه بكرمان رفتيم و ديگرى در طرف انتهاى غربى آن كه از تنگ زاغ و گاكوم ( تاروم ) به سيرجان ميرود كه تقريبا بدون آذوقه و خواربار بود . علت عمدهء آن اين بود كه قبائل عرب احشام و اغنام دهنشينان را بغارت برده و در بعضى موارد ، آن بيچارهها منازل و خانههايشان را ترك گفته و فرار نموده بودند . ولى از لحاظ سيل و ديگر مخاطرات ، اين جاده سالمتر بود . شهر سيرجان بهترين نقطهاى بود كه بعنوان نقطهء التقاء يا محل تقاطع بما خدمت ميكرد . باستثناى قسمتهاى شنزار درست پشت بندرعباس ، تنگ زاغ و چند قسمت ديگر اين سرزمين براى اتوموبيلرانى مناسب بود . خوشبختانه از اين وسائل حمل و نقل سريع از كويت براى ما رسيد كه صدها ميل از وسط بيابان به طرف بم حركت نموده و به كرمان آمدند و اين يك شاهكار و عمل خطيرى بود كه رانندگان آنها ميتوانستند از آن به خود ببالند . از آن به بعد بتدريج جادههائى قابل عبور براى موتور در تمام اطراف مهيا ساختيم . چنان كه از كرمان ما راههائى به يزد ، بم و سيرجان كه آن از گردنهء سخت و مشكلى عبور ميكرد احداث كرديم . در سيرجان جادهء قابل عبورى به طرف جنوب به حاجى آباد كه در 25 ميلى شمال تنگ زاغ بود ساختيم . همچنين جادهء ديگرى به طرف مغرب به نيريز كه يك گردنهء صعب العبورى در اين راه واقع بود كه گاهى بارتفاع يكهزار و دويست پا ميرسيد ساخته شد و آن با كمك ماژور علىدوست صوبهدار افسر يك رژيمان مهندس براى عبور عرابه و اتوموبيل به طرز عجيبى مهيا گرديد . بالاخره از شيراز به نيريز ، به خان زينيان در سر راه بوشهر و همچنين طرف شمال به اصفهان راههائى مفتوح گرديدند . در قسمت شمالى ما بواسطهء بودن يك شاهراه از ساختن دو پل به روى رودخانهء پلوار احتراز كرديم . بايد دانست كه مسافرت در ايران با موتور خاصه در وهلهء اول خطرات زيادى در برداشته است . ولى ما رويهمرفته بيش از هزار ميل جادههاى اصلى ساختيم و هيچيك از كارهائى كه كرده بوديم در نظر چارواداران و دهقانان به قدر اين كار پسنده نيامد . خانها هم آرزوى روزى را مىكشيدند كه بتوانند اتوموبيل يا عرابهاى خريده براحتى املاكشان